تحولات منطقه

۲۲ مهر ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۰
کد مطلب: ۱۱۷۰۳۹۷

آمریکا با وعده سرنگونی حکومت ایران وارد جنگ شد، اما حالا درگیر بازگشایی تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که پیش از جنگ باز بود. این چرخش، شکاف میان ادعاهای پیروزی واشنگتن و واقعیت میدان را عریان می‌کند؛ ایران همچنان ایستاده و هزینه جنگ هر روز سنگین‌تر می‌شود.

از رؤیای تغییر رژیم تا بازگشت به نقطه صفر؛ چرا واشنگتن در جنگ ایران گرفتار شده است؟
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

واشنگتن جنگ را با وعده تغییر رژیم در ایران آغاز کرد، اما پس از ماه‌ها حمله، اکنون برای بازگشایی تنگه هرمز می‌جنگد؛ گذرگاهی که پیش از جنگ باز بود. میلیاردها دلار هزینه، تلفات نظامی و فرسایش اعتماد متحدان، فاصله میان ادعای پیروزی و واقعیت میدان را آشکار می‌کند.

جنگی با اهداف متناقض؛ از سرنگونی تا مذاکره

تناقض اصلی راهبرد واشنگتن، فاصله میان اهداف اعلام‌شده و آن چیزی است که جنگ تاکنون به بار آورده است. حملات ژوئن ۲۰۲۵ به تأسیسات هسته‌ای ایران با ادعای نابودی برنامه هسته‌ای همراه شد؛ اما در فوریه ۲۰۲۶، آمریکا و اسرائیل جنگی گسترده‌تر را آغاز کردند که به حذف رهبران ارشد ایران و فراخوان ترامپ برای سرنگونی حکومت انجامید. بااین‌حال، ساختار سیاسی ایران دوام آورد و در برابر فشار نظامی فرو نپاشید.

اکنون دولت آمریکا میان دو هدف متفاوت گرفتار شده است؛ تغییر رفتار ایران یا تغییر حکومت آن. «اسکات بسنت»، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در سپتامبر از «پایان رژیم» سخن گفت، اما هم‌زمان هدف را واداشتن تهران به مذاکره توصیف کرد. ترامپ نیز میان توافقی برای پایان جنگ و تهدید به نابودی جمهوری اسلامی در نوسان بوده است. این پیام‌های متناقض، پرسشی اساسی برای تهران ایجاد می‌کند؛ اگر هدف واشنگتن صرف‌نظر از امتیازهای احتمالی، تغییر حکومت باشد، چرا ایران باید به خواسته‌های آن تن بدهد؟

تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی ایران و هزینه جهانی جنگ

تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین محورهای تقابل تبدیل شده است. این آبراه پیش از جنگ مسیر عبور حدود یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع بود. محدود شدن تردد دریایی، هزینه حمل‌ونقل و بیمه را افزایش داد و بازار انرژی را در معرض شوک‌های تازه قرار داد. در مقابل، واشنگتن تلاش کرده با فشار دریایی و محدود کردن صادرات ایران، تهران را به عقب‌نشینی وادار کند.

اما حتی اگر آمریکا بتواند بخشی از جریان صادرات نفت کشورهای متحد خود را از سر بگیرد، این دستاورد به‌خودی‌خود به معنای تحقق اهداف سیاسی جنگ نیست. گزارش رویترز در ۱۳ اکتبر نشان می‌دهد که با وجود احیای بخش عمده جریان نفت از تنگه، قیمت نفت برنت همچنان بالای ۱۰۰ دلار مانده و هزینه‌های بالای حمل‌ونقل و مخاطرات امنیتی مانع بازگشت اطمینان به بازار شده‌اند.

برای ایران، هرمز صرفاً یک گذرگاه جغرافیایی نیست؛ اهمیت آن در جایگاهی است که در اقتصاد جهانی و محاسبات امنیتی قدرت‌های بزرگ دارد. همین موضوع نشان می‌دهد چرا برتری تسلیحاتی آمریکا الزاماً به توانایی تحمیل سریع نتیجه سیاسی منجر نمی‌شود.

صورت‌حساب جنگ؛ از زرادخانه آمریکا تا سفره خانوارها

هزینه‌های جنگ نیز ادعای پیروزی سریع را با تردید روبه‌رو کرده است. طبق برآورد منتشرشده از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا، هزینه نظامی جنگ تا سوم سپتامبر به ۴۳.۶ میلیارد دلار رسیده بود؛ رقمی که بخش بزرگی از آن به مصرف مهمات اختصاص داشت. دفتر بودجه کنگره نیز هزینه ادامه جنگ را، بسته به شدت درگیری، حدود سه میلیارد دلار در ماه برآورد کرده است.

فراتر از هزینه مستقیم، مصرف گسترده مهمات پیشرفته و انتقال تجهیزات از دیگر مناطق، ظرفیت نظامی آمریکا برای مواجهه با بحران‌های آینده، به‌ویژه در آسیا، را تحت فشار قرار می‌دهد. افزایش قیمت سوخت نیز هزینه حمل‌ونقل، کشاورزی و مواد غذایی را بالا برده و بار اقتصادی جنگ را به خانوارهای آمریکایی منتقل کرده است.

کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز از تبعات این جنگ مصون نمانده‌اند. اختلال در کشتیرانی، افزایش هزینه‌های لجستیکی و افت گردشگری، دولت‌های منطقه را با فشار اقتصادی و نیاز به سرمایه‌گذاری‌های تازه برای ایجاد مسیرهای جایگزین روبه‌رو کرده است. این پیامدها نشان می‌دهد جنگی که با هدف تغییر موازنه قدرت آغاز شد، هزینه‌های خود را به بسیار فراتر از میدان نبرد گسترش داده است.

قدرت نظامی کافی نیست؛ مسئله‌ای که واشنگتن حل نکرده است

تجربه ویتنام، افغانستان و عراق نشان داده است که توانایی تخریب اهداف نظامی، الزاماً به دستیابی به نظم سیاسی مطلوب منجر نمی‌شود. نیروی نظامی ممکن است موقعیت یک کشور را در مذاکرات تقویت کند، اما جایگزین توافق سیاسی نمی‌شود. اگر رهبران ایران تصور کنند که حتی پس از مذاکره نیز با تهدید سرنگونی مواجه خواهند بود، انگیزه‌ای برای مذاکره نخواهند داشت.

واشنگتن اکنون باید میان تعریف شروطی مشخص برای پایان جنگ و ادامه مسیری که می‌تواند به درگیری طولانی‌تر و گسترش بحران در منطقه منجر شود، تصمیم بگیرد. تا زمانی که این تناقض حل نشود، ادعای پیروزی بیش از آنکه بازتاب یک نتیجه سیاسی تثبیت‌شده باشد، تلاشی برای نمایش دستاورد در جنگی با هزینه‌های فزاینده خواهد بود. مسئله نهایی این است که آمریکا چگونه می‌خواهد از جنگی خارج شود که با هدف تغییر حکومت آغاز کرد، اما اکنون برای بازگرداندن شرایطی می‌جنگد که پیش از آغاز آن وجود داشت.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha